ادامه طهارت و نجاسات (قسمت سوم) 8- کافر مسئلۀ 156: کسی که منکر خدای تبارک و تعالی باشد یا برای او شریک قائل شود، یا پیامبری رسول گرامی اسلام(ٌص) را انکار کند، یا معاد و جهان آخرت را قبول نداشته باشد یا حتی در یکی از آنها شک داشته و در حال شک باقی بماند، یا یکی از ضروریات دین مانند نماز و روزه را منکر شود و متوجه باشد که انکار آن به انکار خدا و یا انکار رسالت رسول خدا(ص) منجر میشود، کافر و نزد مشهور فقها نجس است و این نجاست مطابق احتیاط واجب است. مسئلۀ 157: کافر با توجه به تمام خصوصیاتی که در مسئلۀ قبل گذشت، نجس است و این نجاست هم جنبۀ اعتقادی دارد و هم جنبۀ سیاسی. مسئلۀ 158: اهل کتاب مانند یهود و نصاری در صورتی که از نجاسات مانند مشروبات الکلی و گوشت خوک و امثال اینها پرهیز کنند بنا بر اقوی پاک و اجتناب از آنها لازم نیست. مسئلۀ 159: کسی که با یکی از چهارده معصوم(ع) دشمنی ورزد و نسبت به ایشان عداوت و کینه داشته باشد، یا در حال طبیعی و با میل و اراده و اختیار دشنام و ناسزا گوید، بنا بر اقوی نجس است. مسئلۀ 160: کسانی که مسلمان بودن ایشان معلوم نیست، گرچه از حیث طهارت و نجاست محکوم به طهارت هستند، ولی احکام و آثار دیگر اسلام را ندارند، یعنی مثلاً نمیتوانند با زن مسلمان ازدواج کنند و اگر از دنیا بروند در مقابر مسلمین دفن نمیشوند، مگر آنکه از یکی از طرق معتبر مسلمان بودن ایشان ثابت شود. افرادی که در بلاد اسلام زندگی میکنند، حکم مسلمان را دارند، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. مسئلۀ 161: در مواردی که به نجاست کافر فتوا داده شده باشد، از تمام اجزای بدن او حتی رطوبت و موی او نیز باید اجتناب شود. 9- شراب مسئلۀ 162: شراب عبارت است از هر چیز مست کننده که ذاتاً روان باشد؛ شراب نجس و خوردن آن حرام است و مرتکب آن دارای حد شرعی است. چیزهایی مثل بنگ و حشیش که روان نیستند و در صورتی که با آب مخلوط شوند روان میشوند، اگرچه به خاطر جامد بودنشان پاک هستند، ولی خوردن آنها حرام است. مسئلۀ 163: حرمت و نجاست شراب به خاطر آن چیزهایی که در صدر اسلام بوده نیست، بلکه هر مایعی که مست کننده باشد هم حرام و هم نجس است. مسئلۀ 164: الکلی که برای امور پزشکی یا برای رنگ آمیزی به کار میرود، اگر معلوم نباشد که از چیز مست کننده گرفته شده، پاک است. مسئلۀ 165: اگر از نفت و مانند آن الکل بگیرند در صورتی که مست کننده نباشد، پاک است. مسئلۀ 166: هر چیز مایع مست کننده، نجس و حرام است، چه آن چیز مسکر، کم باشد یا زیاد. ملاک در مست کنندگی حال معمول و متعارف مردم است؛ پس حال افرادی که به خاطر اعتیاد به مواد مست کننده، مست نمیشوند و یا کمتر مست میشوند ملاک نیست. مسئلۀ 167: چیزهایی که گاهی مست کننده و گاهی غیر مست کننده هستند، در تمامی حالات اجتناب از آنها لازم و واجب است. مسئلۀ 168: عطرها و اُدکلنهایی که معلوم نیست در ساختن آنها از چیز مست کننده استفاده شده باشد، محکوم به طهارت است و استفاده از آنها اشکال ندارد. مسئلۀ 169: چیزهایی که مست کننده هستند، اگر به مقدار کم استفاده شود به گونهای که حالت مستی به افراد دست ندهد یا باید به مقدار زیاد استفاده شود تا مست کند، در هر دو صورت، کم یا زیاد، نجس و حرام است و قطعاً اجتناب از آن لازم و واجب است. مسئلۀ 170: انگور و آب آن اگر به خودی خود جوش بیاید بهطوری که حالت مست کنندگی داشته باشد، نجس و حرام است. مسئلۀ 171: انگور و آب آن که به جوش آمده و حالت اِسکار پیدا کرده باشد، در صورتی پاک و حلال میشود که استحاله پیدا کرده و سرکه شود. مسئلۀ 172: اگر انگور و آب آن به واسطۀ آتش به جوش بیاید، گرچه خوردن آن حرام است، ولی طهارت و پاکی آن خالی از قوت نیست، اگرچه اجتناب از آن مستحب است. مسئلۀ 173: خرما و کشمش و آب آنها چه به خودی خود جوش بیایند و چه به وسیلۀ آتش و امثال آن، بنا بر اقوی اجتناب از آنها لازم نیست، گرچه بهتر است. مسئلۀ 174: اگر آب انگور در اثر پخته شدن جوش بیاید و دو سوم آن بخار شده و از بین برود، خوردن باقیماندۀ آن حلال است. 10- فُقّاع (آب جو) مسئلۀ 175: فُقاع که از جو گرفته میشود و به آن آبجو میگویند، نجس و خوردن آن حرام است. در واقع آب جو نوعی شراب است و اگر کسی اقدام به نوشیدن آن بکند، حد شراب را خواهد داشت. مسئلۀ 176: آبی که به دستور پزشک از جو میگیرند و به آن ماءالشعیر میگویند و هیچگونه حالت مستکنندگی هم ندارد، پاک و خوردن آن حلال است و نیز اگر از غیر جو بگیرند و مستکننده نباشد، آن هم پاک و حلال است. 11- عَرَق جُنُب از حرام مسئلۀ 177: بنا بر اقوی عرق جنب از حرام نجس نیست، گرچه احتیاط این است که با آن عرق نماز خوانده نشود. 12- عَرَق حیوان نجاستخوار مسئلۀ 178: عرق شتر، گاو، گوسفند و هر حیوانی که به خوردن مدفوع انسان عادت کرده و عمدۀ خوراک او مدفوع انسان باشد، بنا بر اقوی نجس است. راههای ثابت شدن نجاسات مسئلۀ 179: نجاست هر چیزی از سه راه ثابت میشود: 1- انسان یقین کند که چیزی نجس شده است. 2- کسی که صاحب چیزی است یا آن چیز در اختیار اوست و متّهم به دروغگویی و لااُبالی گری نیست، خبر دهد که آن چیز نجس است. 3- دو نفر عادل شهادت به نجاست چیزی دهند؛ اگر یک نفر عادل نیز شهادت بدهد و از قول او اطمینان حاصل شود، کفایت میکند. مسئلۀ 180: اگر کسی ظن و گمان پیدا کند که چیزی نجس شده است، نجاست آن چیز اثبات نمیشود و اجتناب از آن لازم نیست. مسئلۀ 181: نوجوانی که به سن بلوغ نرسیده، ولی زمان بلوغ او نزدیک است و چیزی را در اختیار دارد، اگر بگوید این چیز نجس است، بنا بر احتیاط واجب باید از آن اجتناب کرد و اگر بگوید پاک است، در صورتی که وثوق و اطمینان از گفته او حاصل شود، آن چیز محکوم به طهارت است. مسئلۀ 182: کسی که چیزی در اختیار اوست و به اصطلاح او «صاحب ید» بر آن چیز است، اگر بگوید این چیز نجس است، نجاستش ثابت میشود، چه آن شخص عادل باشد چه نباشد. مسئلۀ 183: اگر کسی به خاطر ندانستن حکم مسئله، نجس یا پاک بودن چیزی را نداند، باید مسئله را یاد بگیرد، ولی اگر حکم مسئله را بداند اما شک کند که اساساً فلان چیز نجس است یا پاک و حالت سابقه آنرا هم نداند که پاک بوده یا نجس، مثلاً شک کند که فلان چیز خون است یا نه، پاک است. مسئلۀ 184: چیزی که قبلاً نجس بوده اگر شک کنند که پاک شده یا هنوز نجس است، نجس است؛ و اگر چیزی که قبلاً پاک بوده، شک کنند که نجس شده یا نه، پاک است و هیچگونه تحقیق و جستجویی لازم نیست. مسئلۀ 185: کسی که دو لباس یا دو ظرف در اختیار دارد، اما میداند که یکی از آنها نجس است، باید از هر دو اجتناب کند. مسئلۀ 186: اگر چیزی در اختیار دو نفر باشد و یکی از آن دو، خبر به نجس بودن آن بدهد، کافی است و نجاست آن ثابت میشود. مسئلۀ 187: کسانی که در طهارت و نجاست دچار وسواس هستند باید تلاش کنند تا اعمال خود را مانند مردم عادی جامعه انجام دهند و گوش به وسوسههای نفسانی و شیطانی ندهند. ایشان باید بدانند که وسوسۀ شیطان تنها به طهارت و نجاست اشیاء خلاصه نمیشود، بلکه اگر ادامه پیدا کند به مرز اعتقادات نیز سرایت خواهد کرد، به گونهای که انسان در اصل دین، نماز، روزه و سایر عبادات نیز به شک و تردید خواهد افتاد.