ارث‏ و احکام آن

 

مسئلۀ 3365:اسباب ارث و موجبات آن در مجموع سه چیز است:

1- خویشاوندی و فامیلی نسبی که عمده مسائل ارث مربوط به همین است و خود عامل سببی به سه دسته کلّی تقسیم می‏شود که در مسئلۀ 3372 گفته خواهد شد.

2- خویشاوند سببی یا زوجیت که منحصراً در باب زوج و زوجه مطرح است و به وسیلۀ آن زن از شوهر و شوهر از زنش ارث می‏برند، در صورتی که زوجیت دائمی باشد وگرنه در زوجیت موقّت از یکدیگر ارث نمی‏برند، مگر آنکه در ضمن عقد نکاح موقّت شرط ارث کرده باشند.

3- «ولاء» یعنی به سبب اینکه به نوعی نسبت به دیگری ولایت داشته و صاحب اختیار باشد، در صورت نبودن خویشاوندان نسبی، ولی، از آن کسی که نسبت به او ولایت دارد، ارث می‏برد.

مسئلۀ 3366:ارث به واسطۀ ولاء بر سه قسم است:

اول- «ولاء عِتق» که به سبب آن مولا از عبد خود، که آزادش کرده است ارث می‏برد، مشروط بر آنکه فامیل نسبی نداشته باشند.

دوم- «ولاء ضمان جریره» است یعنی اینکه انسان با کسی قرار بگذارد در زندگی کمک او بوده و ضامن جنایات او باشد و در عوض از او ارث ببرد.

سوم- «ولاء امامت» است که به سبب آن امام مسلمین از کسی که هیچ وارثی ندارد ارث می‏برد؛ و لازم به یادآوری است که موضوع عتق این زمان موضوعاً منتفی است و ضمان جریره اگرچه با این خصوصیت متعارف نیست، ولی کاملاً قابل انطباق با بیمه است و ممکن است این موضوع در قالب بیمه مطرح شود.

 

موانع ارث‏

مسئلۀ 3367:موانع ارث که در فقه مطرح شده زیاد است ولی آن چیزهایی که از اصل ارث بردن انسان مانع می‏شود عبارتند از:

الف- رقیت و بنده بودن؛ کسی که رقّ و بنده دیگری است- اگرچه فرزند یا پدر میت باشد- از او ارث نمی‏برد.

ب- کفر؛ کافر از مسلمان ارث نمی‏برد، اگرچه مسلمان از کافر ارث می‏برد.

ج- قتل عمد؛ اگر کسی دیگری را عمداً بکشد، قاتل از مقتول ارث نمی‏برد.

مسئلۀ 3368:مسلمان از کافر ارث می‏برد، ولی کافر اگرچه پدر یا پسر میت باشد، از میت مسلم ارث نمی‏برد، حتی اگر کافر اصلی یا مرتد باشد، بنابراین اگر مسلمانی از دنیا برود و هم وارث مسلمان و هم وارث غیر مسلمان داشته باشد، همۀ اموال و دارایی میت مسلمان به وارث مسلمان می‏رسد،آن وارث مسلمان جزء دسته دوم و سوم و آن کافر جزء دسته اول باشد و اگر آن میت مسلمان هیچ وارث مسلمان نداشته باشد ارث او به امام مسلمین می‏رسد و در عصر حاضر که عصر غیبت است در اختیار فقیه و مجتهد جامع شرایط است.

مسئلۀ 3369:اگر کافر از دنیا برود و وارث مسلمان داشته باشد تمام ارث او به وارث مسلمان می‏رسد اگرچه جزء دسته دوم و سوم باشد ولی اگر وارث مسلمان نداشته باشد در صورتی که کافر به سبب ارتداد کافر نشده باشد، ارث او به ورثه کافر می‏رسد و اگر به سبب ارتداد کافر شده، در حکم مسلمان است که ارث او به کافر نمی‏رسد، بلکه اگر وارث مسلمان نداشته باشد در حکم بلا وارث بوده و ارث او مال امام معصوم‏(ع) و در دوران غیبت در اختیار فقیه جامع شرایط است.

مسئلۀ 3370:قاتل اگرچه خودش ارث نمی‏برد، ولی مانع ارث دیگری نمی‏شود؛ بنابراین اگر فرزند پدر خود را عمداً و به ناحق بکشد و میت فرزند دیگری نداشته باشد هر چند خود قاتل ارث نمی‏برد، ولی بچّه‏های قاتل از مقتول ارث می‏برند. ولی اگر کسی از دسته اول جز قاتل، وجود نداشته باشد، دسته دوم ارث می‏برند و اگر دسته دوم هم وجود نداشته باشند دسته سوم ارث می‏برند.

مسئلۀ 3371:اگر کسی یکی از نزدیکانش را به عمد و به ناحق بکشد، قاتل از ارث مقتول محروم می‏شود، ولی اگر به سبب خطا یا شبه عمد باشد از او ارث می‏برد، اگرچه ارث بردن او از دیه قتل، محل اشکال و شاید محل منع است و علیالأحوط با ورثه دیگر مصالحه کنند.

مسئلۀ 3372:کسانی که به سبب خویشاوندی و نسب ارث می‏برند، سه دسته هستند:

1- پدر و مادر و اولاد میت و با نبودن اولاد، اولادِ اولاد و هر چه پایین روند هر کدام از آنها به میت نزدیک‏تر است ارث می‏برد و تا یک نفر از این دسته وجود دارد دسته دوّم ارث نمی‏برند.

2- پدربزرگ و مادربزرگ و هرچه بالاتر روند، پدری باشند یا مادری، برادر و خواهر میت و در صورت نبودن، اولاد آنها هر چه پایین روند، هر کدام از آنها که نزدیک‏تر است از میت ارث می‏برد و تا یک نفر از دسته دوّم وجود دارد دسته سوّم ارث نمی‏برد.

3- عمو، عمّه دایی و خاله، هر چه بالا روند و اولاد آنها هر چه پایین روند و مادامی که یک نفر از عمو، عمّه، دایی و خاله‏های میت وجود داشته باشند اولادشان ارث نمی‏برند، منتها اگر میت عموی پدری و پسر عموی پدری و مادری داشته و غیر از اینها وارث دیگری نداشته باشد، ارث او به عموی پدری با اینکه نزدیک‏تر است نمی‏رسد، بلکه ارث به پسر عموی پدری و مادری می‏رسد.

مسئلۀ 3373:زن و شوهر از یکدیگر ارث می‏برند و با هر سه دسته از وراث نسبی و همچنین با اقسام ولاء که گذشت همراه می‏شوند.

 

ارث دستۀ اول‏

مسئلۀ 3374:اگر وارث میت فقط یک نفر از دسته اول باشد، مثلاً فقط یک دختر داشته باشد یا فقط پدر یا مادر داشته باشد، همۀ دارایی به او می‏رسد. اگر چند پسر یا چند دختر داشته باشد همۀ دارایی به‌طور مساوی بین آنها تقسیم می‏شود، ولی اگر وراث میت مختلف باشند مثلاً یک پسر و یک دختر باشند و یا چند پسر و چند دختر، مال باید بین آنها طوری تقسیم شود که به هر پسر دو برابر سهم دختر برسد.

مسئلۀ 3375:اگر وارث میت فقط پدر و مادر او باشند، مال را به سه قسمت تقسیم می‏کنند، دو قسمت از آن به پدر و یک قسمت را مادر می‏برد، ولی اگر میت دو برادر یا چهار خواهر و یا یک برادر و دو خواهر همراه پدر و مادر داشته باشد، در صورتی که همۀ آنها زنده، مسلمان و آزاد باشند و با میت از نظر پدری یکی باشند، چه مادرشان هم یکی باشد چه نباشد، برادران و خواهران با بودن پدر و مادر اگرچه ارث نمی‏برند، چون با بودن طبقه اول نوبت به طبقه دوم نمی‏رسد، ولی وجود آنها باعث می‏شود مادر نتواند بیش از مقدار یک‌ششم سهم ببرد، بنابراین مال به شش قسمت تقسیم می‏شود، یک قسمت آن مال مادر و مابقی را پدر می‏برد و در حقیقت چون مخارج آنها بر گردن پدر است او بیشتر سهم می‏برد.

مسئلۀ 3376:اگر وارث میت فقط پدر و مادر و یک دختر باشند، اگر میت دو برادر یا چهارخواهر یا یک برادر و دو خواهر نداشته باشد، مال را پنج قسمت تقسیم می‏کنند، پدر و مادر هر کدام یک قسمت و دختر سه قسمت را می‏برد چون اصل فریضه شش است، به دلیل اینکه پدر و مادر اگر همراه فرزند باشند، به صورت مافرض اللّه یک‌ششم سهم می‏برند، ولی تعداد سهام پنج است چون سه سهم مال دختر و دو سهم مال پدر و مادر است، بنابراین مال را به سی سهم تقسیم می‏کنند دختر به عنوان مافرض اللّه نصب آنرا که یکدوم است می‏برد-پانزده سهم- پدر یکششم یعنی پنج سهم- به عنوان فرض- و مادر نیز یکششم- پنج سهم- به صورت فرض می‏برد که جمعاً بیست و پنج سهم می‏شود و پنج سهم باقی مانده اَخماساً  در میان آنان تقسیم می‏شود یعنی سه سهم آن مال دختر و به پدر و مادر هر کدام یک سهم به عنوان ردّ برسد، در نتیجه دختر فرضاً و ردّاً هجده سهم و پدر و مادر هر کدام فرضاً و ردّاً شش سهم می‏برند. ولی اگر دو برادر یا چهار خواهر یا یک برادر و دو خواهر پدری داشته باشد، مال را به شش قسمت تقسیم می‏کنند، پدر و مادر هر کدام یک قسمت و دختر سه قسمت می‏برد و یک قسمت باقی می‏ماند و آن یک قسمت باقی مانده دوباره به چهار قسمت تقسیم می‏شود و از آن یک سهم مال پدر و سه سهم مال دختر است و به مادر یکششم بیشتر نمی‏رسد، چون حاجب دارد و چون عدد سهام در یک سهم باقی مانده، چهار و عدد فریضه شش است- چون سهم هر کدام از پدر و مادر اگر همراه فرزند باشند به عنوان فریضه یکششم است- عدد چهار که عدد سهام است در عدد فریضه- شش- ضرب می‏شود. مطابق حاصل ضرب این دو- عدد بیست و چهار- اصل مال به بیست و چهار قسمت تقسیم می‏شود. دوازده سهم آن به عنوان فریضه و سه سهم از آن به عنوان ردّ به دختر داده می‏شود و چهار سهم دیگر به عنوان فریضه- که یکششم اصل مال است- و یک سهم به عنوان ردّ، جمعاً پنج سهم، به پدر داده می‏شود و باقی مانده که چهار سهم است به عنوان فریضه به مادر داده می‏شود. اگر پدر و دختر رضایت داشته باشند اصل مال را به پنج قسمت تقسیم کنند و به هر کدام از پدر و مادر یک قسمت بپردازند بهتر و بلکه مطابق احتیاط است.

مسئلۀ 3377:اگر وارث میت فقط پدر و مادر و یک پسر باشند، مال را شش قسمت می‏کنند، پدر و مادر هر کدام یک‌ششم و پسر چهار قسمت آنرا می‏برد و اگر چند پسر یا چند دختر باشند، آن چهار قسمت را به‌طور مساوی بین خودشان تقسیم می‏کنند و اگر چند پسر و دختر و یک پسر و یک دختر باشند آن چهار قسمت را طوری باید تقسیم کنند که به هر پسر دو برابر هر دختر برسد.

مسئلۀ 3378:اگر وارث میت فقط پدر و یک پسر یا مادر و یک پسر باشند، مال میت را به شش قسمت تقسیم می‏کنند، یک قسمت آن که همان یک‌ششم است به پدر یا مادر و پنج قسمت آن به پسر می‏رسد.

مسئلۀ 3379:اگر وارث میت، پدر و یک دختر یا مادر و یک دختر باشد، مال را چهار قسمت می‏کنند، یک قسمت مال مادر یا پدر بوده و سه قسمت باقی مانده به دختر می رسد در واقع اضافه‏ای که به پدر مادر می‏رسد از باب ردّ است نه از باب فرض.

مسئلۀ 3380:اگر وارث میت فقط پدر یا مادر با یک پسر و یک دختر یا چند پسر و چند دختر باشد، مال را به شش قسمت تقسیم می‏کنند یک قسمت که همان سدس است مال پدر یا مادر است و مابقی را باید طوری تقسیم کنند که به هر پسری دو برابر دختر برسد.

مسئلۀ 3381:اگر وارث میت فقط پدر و چند دختر یا مادر و چند دختر باشند، مال را به پنج قسمت مساوی تقسیم می‏کنند یک قسمت آن که همان سدس است به پدر یا مادر می‏رسد و چهار قسمت دیگر را دخترها بین خودشان به‌طور مساوی تقسیم می‏کنند.

مسئلۀ 3382:اگر میت خودش فرزند ندارد، ولی نوه دارد، نوه پسری اگرچه دختر باشد سهم پسر میت و نوه دختری اگرچه پسر باشد سهم دختر میت را می‏برند و اگر نوه دختری و پسری میت متعدد باشند، سهم هر یک از دختر و پسر میت بین اولاد آنها اگر هم جنس باشند به‌طور مساوی و اگر مختلف باشند به‌طوری که هر پسر دو برابر دختر سهم ببرد، تقسیم می‏شود، مثلاً اگر میت چهار نوه داشته باشد یک پسر و دختر از یک دختر و یک پسر و یک دختر از یک پسر، در این صورت مال را به سه قسمت تقسیم می‏کنند دو قسمت مال پسر میت که فرض این است که مرده است و یک قسمت آن مال دختر میت که آن هم فرضاً مرده است، بعد آن دو قسمت را نوه‏های پسری‏ طوری تقسیم می‏کنند که پسر دو برابر دختر سهم می‏برد و آن یک قسمت را هم نوه‏های دختری طوری تقسیم می‏کنند که پسر دو برابر دختر سهم می‏برد.

مسئلۀ 3383:با وجود پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ میت ارث نمی‏برند منتها اگر سهم پدر و مادر بیشتر از یک‌ششم مال باشد، بهتر است یک‌ششم از کل ترکه را به پدربزرگ یا مادربزرگ به عنوان اطعام و هدیه بدهند و اگر هر دو زنده باشند، یک‌ششم را بین آنها به‌طور مساوی تقسیم کنند.

مسئلۀ 3384:مقصود از بنوّت و فرزندی که از انسان ارث می‏برد بچّه ایست که از نطفه او متولّد شده، چه از زن دائمی باشد یا موقّت، بنابراین اگر کسی نازا و عقیم است و بچّه دار نمی‏شود و کسی را به عنوان فرزندی می‏پذیرد، بچّه او نمی‏شود و از او ارث نمی‏برد، ولی اگر در زمان حیات خود چیزی به وی ببخشد مانند دیگران مانعی ندارد و حق هم ندارد شناسنامه او را به نام خود بگیرد چون باعث تضییع حقوق دیگر ورّاث می‏شود، اگرچه اصل عمل از نظر انسان دوستی و عاطفی و اخلاقی کاری پسندیده است و اجر و ثواب دارد.