احکام عمومی معاشرت و روابط فردی و جمعی

 

مسئلة 3009:معاشرت و ارتباط میان مسلمانان باید بر مبنای اخوت، برادری و رعایت حقوق و احترام به آنها و حفظ حیثیت و آبرو و ناموس، تنظیم و سازماندهی شود. لذا واجب است عدالت، احسان، صداقت در رفتار و کردار، احترام متقابل، حُسن ظنّ، فداکاری، ادای امانت، وفای به عهد، حفظ اسرار یکدیگر، اصلاح ذاتالبین، مشورت با هم، تعاون، همکاری در انجام کارهای خوب و هدایت و راهنمایی در تمام مراحل معاشرت و روابط جمعی رعایت شود. به خصوص اگر طرف معاشرت پدر و مادر، بستگان، اساتید، بزرگان علم و دین یا زنان، خردسالان، افراد محروم و زحمتکش و سالخوردگان و مصیبت دیدگان باشند، که بر رعایت حال آنها تأکید بیشتری شده است. البته رعایت عدالت در میان همگان در تمام موارد امری الزامی و ضروری است.

مسئلة 3010:مسلمانان همانطور که واجب است مطالب مذکور در مسئلة قبل را در میان خود رعایت کنند، واجب است در روابط اجتماعی و اخلاق جمعی از اموری ‏مانند غیبت کردن، تهمت زدن، حسادت، تکبّر، تجسس در امور یکدیگر، دروغ، تملّق، خدعه، مکر، رشوه دادن و گرفتن، سوء ظن، تفتین و خیانت، نفاق، استهزاء و تحقیر دیگران، سخن چینی، تضییع حقوق صاحبان حق و ظلم و ستم و مانند آن، هم خود پاک باشند و هم جامعه را پاک گردانند.

مسئلة 3011:آزار کردن و اذیتّ مؤمن، به هر شکلی که باشد و توهین، هتک حرمت و تضعیف او حرام است حتی در بعضی روایات اسلامی ذلیل و خوار شمردن مؤمن، اعلان جنگ با خدا و تکریم او، عامل امن و آسایش و راحتی از ناحیة خداوند عالم، به حساب آمده است. بنابراین بر همگان واجب و لازم است، حرمت یکدیگر را حفظ کرده و از اهانت و هتک حرمت دیگران و مسخره کردن و تحقیر مؤمنان به شدّت بپرهیزند و از عذاب الهی بهراسند.

مسئلة 3012:گناهان کبیره زیادند و یکی از آنها که مرتبط با معاشرت است غیبت است و از آن جهت که در کتاب و سنّت، به آن وعدة عذاب داده شده است، گناه کبیره به شمار می‏رود. معنای غیبت همان طور که در روایات آمده عبارت از این است که انسان عیب برادر و خواهر ایمانی را- که پوشیده است- در غیاب او بیان کند و بلکه اقوی‏ آنست که اگر انسان مطالبی را دربارة برادر و خواهر ایمانی بیان کند که اگر در حضورش می‏گفت ناراحت می‏شد، غیبت محسوب می‏شود و در حرام بودن بیان عیب پوشیده، فرقی میان تصریح و غیر تصریح نیست، در صورتی که عمداً عیب پوشیده را بیان کرده باشد- اگر آن عیب وجود داشته باشد- غیبت نامیده می‏شود و اگر وجود نداشته باشد، بهتان است.

مسئلة 3013:اگر کسی غیبت مسلمانی را کرده باشد، چنانچه ممکن است و مفسده‏ای بر آن مترتب نمی‏شود، احتیاط آنست که به هر وسیلة ممکن از او دلجویی کند و حلالیت بخواهد و اگر ممکن نباشد و یا اگر مسئله را با او در میان بگذارد، مفسده یا احتمال وقوع مفسده داده می‏شود و احتمال عقلایی نیز هست، باید خود توبه کند و اگر غیبت یا تهمت، باعث زیر سؤال رفتن و هتک مسلمانی شده باشد، در حد توان باید آنرا جبران کند و آثار سوء غیبت و تهمتش را برطرف کند و بالأخره باید از او اعادة حیثیت کند.

مسئلة 3014:همان طور که فقهای بزرگوار، ذکر فرموده‏اند، غیبت می‏تواند پنجگونه حکم داشته باشد، بنابراین اگر برای غیبت مصالحی بیش از عدم آن مترتب باشد، حرمت آن از بین می‏رود و ممکن است در مواردی هم واجب بشود وآن موارد چنین است:

1- غیبت کسی که فسق خود را ظاهر ساخته و پردة حیا را پاره کرده است و اصطلاحاً او را متجاهر به فسق گویند، نسبت به همان گناهی که به آن تظاهر می‏کند، حرمت ندارد، ولی نسبت به بقیه حرام است.

2- تظلم مظلوم از ظالم و غیبت کردن مظلوم که در مقام شِکوه از کسی است که به او ظلم کرده و در خصوص ظلمی که در حقّ وی کرده است.

3- آگاه کردن مشورت کننده نسبت به عیوب و مسائلی که دربارة شخص مورد مشورت وجود دارد.

4-جایی که غیبت کننده درصدد جلوگیری و منع شخص مورد غیبت از گناه و دفع ضرر از وی است یا از این طریق می‏خواهد ریشة فساد را از بین ببرد.

5-بیان ایرادات و نقاط ضعف شهود و گواهان نزد حاکم شرع.

6-مواردی که عیبِ طرف صفت او شده باشد و به آن شناخته شود و بدون قصد عیبجویی و برای معرفی، آن صفت را بیان کنند.

7-در مواردی که انسان درصدد رد و ابطال مطلبی باشد که باطل است و بدون ذکر نام صاحب مطلب، رد آن امکان نداشته باشد.

8- جایی که عیب طرف میان غیبت کننده و غیبت شونده معلوم بوده و امری مستور نباشد.

9-مواردی که نسبت خلاف واقع به او یا به مؤمن دیگری داده شده باشد و کسی بخواهد آنرا رد کند.

10-در مواردی که غیبت کننده برای دفع ظلم از خود درصدد پیدا کردن راه مشروع و صحیح باشد و برای پیدا کردن راه درست، احتیاج به بازگو کردن و غیبت دارد. لازم است در تشخیص مصادیق بندهای فوق دقت و احتیاط و حضور و احاطة الهی را رعایت کند و مادامی که مطمئن نشده، از غیبت پرهیز کند و در موارد حلال و جایز نیز به حداقل اکتفا کند.

مسئلة 3015:در هر مجلسی غیبت مؤمنی شود و از موارد استثنا شده در مسئلة قبل نباشد، گوش دادن به آن حرام و ردّ آن و دفاع از مؤمن در حدّ قدرت واجب است؛ در روایات اهل‌بیت(ع) آمده است اگر نزد کسی غیبت برادر ایمانی بشود، چنانچه قدرت دفاع داشته باشد و دفاع نکند و در اثر سکوتش آن فرد خوار و ذلیل شود، خدای متعال وی را در دنیا و آخرت ذلیل خواهد کرد، ولی اگر به یاری او بشتابد و از او دفاع کند، خدای عالم در دنیا و آخرت او را مورد یاری و نصرت خود قرار می‏دهد و دفاع از برادر ایمانی مظلوم و هتک شده، مانع از اصابت آتش جهنّم به وی می‏شود.

مسئلة 3016:هر مسلمانی در معرض خطر قرار بگیرد، چه در اثر گرسنگی و تشنگی باشد یا عللی چون تصادف، برق گرفتگی، سقوط از کوه و امثال آن یا خدای ناکرده در معرض خطرات اخلاقی و فکری قرار بگیرد، بر هر مسلمانی واجب است به محض باخبر شدن به هر شکل ممکن و با راههای مناسب و روشهای معقول در حد توان وی را یاری دهد.

مسئلة 3017:سرزنش، ملامت و توبیخ برادران و خواهران ایمانی و برملا کردن و افشای بدیها و زشتیهای ایشان حرام است، در روایات اهل‌بیت(ع) آمده است که اگر کسی برادر ایمانی خود را سرزنش یا تحقیر کند، خدای متعال وی را در دنیا و آخرت مورد سرزنش و ملامت قرار می‏دهد.

مسئلة 3018:یکی از سنّتهای اسلامی افشای سلام است به این صورت که وقتی مؤمنین به هم رسیدند سلام کنند و جز به هنگام نماز مستحب است جواب سلام از خود آن بهتر و کامل‏تر باشد؛ مثلاً اگر کسی بگوید: «سَلاَمٌ عَلَیکمْ»، دیگری چنین پاسخ دهد: «سَلاَمٌ عَلَیکمْ وَ رَحْمَة اللَّهِ».

مسئلة 3019:اصل سلام کردن، امری مستحب و مطلوب ولی جواب سلام واجب است؛ بنابراین اگر دو نفر با هم به یکدیگر سلام کنند، بر هر دو واجب است جواب سلام دیگری را بدهد.

مسئلة 3020:اگر مرد و زن نامحرم در جای خلوتی باشند که کسی در آنجا نباشد و دیگری نیز حقّ ورود نداشته باشد و نتواند وارد شود، چنانچه احتمال وقوع حرام بدهند، باید آنجا را ترک کنند. احتیاط لازم آنست که به‌طور کلّی مرد و زن نامحرم از خلوت کردن اجتناب کنند و چون اصل خلوت زن و مرد اجنبی امری مذموم و مکروه است، نماز در آن حالت خالی از اشکال نیست.

مسئلة 3021:اختلاط زن و مرد در مجامع عمومی مانند پارکها، سالنهای اجتماعات، هتلها و مانند آن به شکلی که در معرض فساد، آلودگی و بیبندوباری قرار بگیرند جایز نیست.

مسئلة 3022:خلوت کردن زن و مرد نامحرم، به خصوص زن و مرد جوان و یا دختر و پسر، طوری که کسی در آنجا نباشد، درست نیست و چون معمولاً احتمال فساد و گناه وجود دارد، حرام است.