زکات نقدین‏

 

مسئلۀ 2167: زکات طلا و نقره در صورتی واجب می‏شود که مسکوک باشد و به‌طور رایج با آنها معامله انجام شود، ولو اینکه سکه‏های آن هم از بین رفته باشد و در صورتی که در گذشته با آن سکه معامله می‏شده و رواج هم داشته است، ولی اکنون رواج ندارد، احتیاط واجب آنست که زکات آنها پرداخت گردد، اگرچه در صورتی که به‌طور کلّی از رواج افتاده باشد، عدم وجوب زکات خالی از قوّت نیست.

مسئلۀ 2168: اگر طلا و نقرة مسکوک را که سابقاً رواج داشته و معامله می‏شده است، زنها برای زینت استفاده کنند و طوری تغییر دهند که از رواج در معامله بیندازند زکات ندارد و اگر به‌طور کلّی از رواج در معامله نیفتاده باشند، زکات آنها واجب است.

مسئلۀ 2169: واجب است انسان یازده ماه تمام مالک مقدار نصاب طلا و نقره باشد، تا زکات بر او واجب شود، بنابراین اگر در طول یازده ماه طلا و نقره از نصاب اول کمتر شود، زکات بر مالک واجب نیست.

مسئلۀ 2170: اگر مالک طلا و نقره در طول یازده ماه، طلا و نقره‏اش را با نقره و یا چیز دیگری عوض کند یا آنها را از مسکوک بودن درآورد، زکات بر او واجب نیست، ولی اگر برای فرار از زکات این کارها را انجام دهد احتیاط مستحب آنست که زکات آنها را بپردازد، ولی اگر در ماه دوازدهم طلا و نقره را از مسکوک بودن خارج کند در این صورت واجب است که زکات آنها را بپردازد و در صورتی که در اثر تبدیل کردن وزن یا قیمت آنها پایین آمده باشد واجب است زکات قبل از پایین آمدن را هم بدهد.

مسئلۀ 2171: پولهایی که دینار و درهم نامیده و به‌طور رایج با آنها معامله می‏شود مانند پول برخی کشورها که به آنها درهم و دینار گفته می‏شود و با آنها معاملات را انجام می‏دهند، ولی از جنس طلا و نقره نیستند، ظاهر آنست که به عنوان طلا و نقره زکاتشان واجب نیست.

مسئلۀ 2172: درهم و دیناری که مسکوکند، ولی هیچ گونه معامله‌ای با آنها انجام نمی‏شود، زکات ندارند.

 

 

نصاب طلا و نقره‏

 

مسئلۀ 2173: طلا دارای دو نصاب است:

1-«بیست مثقال شرعی» برابر با پانزده مثقال معمولی، معادل «312/70» گرم که در این صورت، اگر سایر شرایط را داشته باشد بر مالک واجب است یک چهلم آنرا که 9 نخود، معادل 757/1 گرم است، به عنوان زکات بپردازد.

2-«چهار مثقال شرعی» برابر با سه مثقال معمولی که معادل 62/14 گرم است، وقتی که به نصاب اول اضافه شود در این صورت واجب است زکات تمام 18 مثقال معمولی یا بیست و چهار مثقال شرعی که 374/84 گرم است از قرار یک چهلم یعنی 109/2 گرم، به عنوان زکات پرداخت کند و اگر به مقدار 4 مثقال شرعی یا سه مثقال معمولی و کمتر از آن افزوده شود، زکات مجموع 18 مثقال معمولی و 24 مثقال شرعی از قرار یک چهلم باید بپردازد، ولی اگر کمتر از این مقدار افزوده شد، زکات ندارد، مگر آنکه دوباره به مقدار سه مثقال معمولی و یا 4 مثقال شرعی اضافه شود، مثلاً 28 مثقال شرعی باشد، که زکات همه را باید بپردازد.

مسئلۀ 2174: نقره هم دو نصاب دارد:

1- صد و پنج مثقال معمولی، برابر 187/492 گرم. اگر نقره به این حد نصاب برسد و شرایط دیگر زکات را هم داشته باشد، از قرار یک چهلم یعنی 304/12 گرم به عنوان زکات باید بپردازد.

2- بیست و یک مثقال معمولی، برابر با 437/98 گرم، که اگر به حد نصاب اول افزوده شود، واجب است زکات همۀ صد و بیست وشش مثقال معمولی را که 625/590 گرم است به عنوان زکات بپردازد و اگر کمتر از این مقدار افزوده شود، آن مقدار افزوده شده زکات ندارد و هر چه بالاتر رود همین طور است، بنابراین اگر مالک، به مقدار یک چهلّم تمام طلا و نقره‏اش را به عنوان زکات بعد از نصاب بپردازد، یقیناً آن مقدار زکاتی را که بر عهدۀ او واجب بوده، پرداخت کرده است و در بعضی موارد اضافه هم پرداخت کرده است، مثلاً کسی که 110 مثقال معمولی نقره دارد و یک چهلّم آنرا به عنوان زکات پرداخت کرده است، هم زکات 105 مثقالی را که حد نصاب بوده پرداخت کرده و هم مقدار پنج مثقالی را که واجب نبوده، پرداخت کرده است.

مسئلۀ 2175: کسی که طلا و نقره‏اش به اندازة حد نصاب است، اگرچه زکات آنرا پرداخت کرده باشد، مادامی که از نصاب اول کمتر نشده، در همة سال واجب است زکات آنرا بپردازد و وقتی که از حدّ نصاب اوّل کمتر شد، هر مقدار بماند و سال بر آن بگذرد، زکات ندارد.

مسئلۀ 2176: اگر هم طلا دارد و هم نقره، ولی نمی‏داند که به حدّ نصاب رسیده یا نه، احتیاط واجب آنست که از هر راهی که ممکن است وزن آنرا به دست آورد.

مسئلۀ 2177: کسی که هم طلا دارد و هم نقره و هیچ کدام از این دو به تنهایی به حدّ نصاب نرسیده باشند، زکاتشان واجب نیست.

مسئلۀ 2178: اگر هم طلا و نقرهای با جنس خوب دارد و هم طلا و نقرة بد، مالک مختار است زکات را از هر کدام که خواست بدهد، گرچه بهتر آنست که زکات را از همان طلا و نقرة خوب پرداخت کند.

مسئلۀ 2179: طلا و نقره‏ای که بیش از حدّ معمول، فلز دیگری با آن مخلوط است در صورتی که خالص آن به حد نصاب برسد، زکاتش واجب است و در غیر این صورت واجب نیست و اگر شک کند که آیا خالص آن به حدّ نصاب می‏رسد یا نه، احتیاط واجب آنست که از هر راه ممکن وزن خالص آنرا به دست آورد و اگر به بالاترین حدّ محتمل محاسبه کند طبعاً کفایت خواهد کرد.

مسئلۀ 2180: ظاهر و بلکه نصّ صریح روایات اهل‌بیت(ع) اینست که زکات در طلا و نقره در صورتی واجب است که اوّلاً سکة رسمی خورده باشد و ثانیاً به شکل درهم و دینار درآمده باشد و معامله و مبادلات با آنها رواج داشته باشد و در صورتی که به صورت زیور و زینت زنان درآمده یا از حالت معامله و مبادله بیرون رفته باشد، زکات ندارد؛ و از سوی دیگر روایات اهل بیت(ع) مبنی بر تشریع زکات، به وضوح و روشنی دلالت دارند که فلسفه و حکمت اصلی تشریع زکات، جبران کمبودها و تأمین نیازمندیها و احتیاجات نیازمندان و پر کردن خلأهای اجتماعی است، بنابراین با توجّه به اینکه در زمان ما طلا و نقره سکهدار، حالت پولی و درهم و دینار بودنشان را از دست داده و به‌طور کلّی از رواج در معاملات خارج شده است و به جای آنها اسکناس و مانند آن جایگزین شده است- اگرچه طلا و نقره مسکوک که به صورت درهم و دینار است هیچ وقت از ارزش نمی‏افتد و فاقد اعتبار نمی‏شود- احتمال جدّی وجود دارد که پولهای رایج هر زمان در حکم همان درهم و دینار گذشته باشد، بنابراین احتیاط مؤکد آنست که معادل نصاب طلا و نقرة مسکوک، در پولهای رایج روز محاسبه شود و بعد از تحقّق شرایط دیگر- مانند یازده ماه- زکات آنرا هم پرداخت کند.