در آيات 221 تا 224 سوره مباركه شعرا نسبت به اعلام كساني كه از شيطان پيروي مي كنند تذكر ميدهد و در آيه آخر مي فرمايدوَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ كه ظاهرا به اين معني ترجمه مي شود كه گمراهان از شاعران پيروي مي كنند در صورتي كه به نظر من صحيح ترجمه به اين شكل است كه در تداوم افراد گرفتار در دام شيطان مي فرمايد " شاعراني كه از گمراهان پيروي مي كنند" لطفا در اين مورد توضيح و ارشاد مبذول فرمائيد.ج - 08/10/1388
جواب: با سلام و تحیت؛ برای توضیح سئوال و پاسخ آن لازم می دانم به چند نکته اشاره کنم: الف) این سوره را اگرچه برخی از مفسران، مدنی تفسیر کرده اندلیکن قرائنی وجود دارد مبنی بر اینکه از سوره های مکی است و در ردیف آیات و سوری است که در مکه بر قلب پیامبر اسلام(ص) نازل شده است و سیاق آیات سوره دلالت دارد بر اینکه مشرکین حجاز و مکه برای اینکه رسول خدا(ص)را بایکوت کرده و با دعوت او به مقابله بپردازند، او را گاهی کاهن و جادوگر و در مورادی مجنون معرفی می کردند و چون اعراب ساکن حجاز و مکه، با ادبیات شعر و شاعری، خوب آشنا بودند و فصاحت و بلاغت و صنایع ادبی را بهتر از بقیه ملل می شناختند و در ابداع شعر ید طولی داشتند، در موارد زیادی آهنگ آیات قرآنی را با آهنگ اشعار خود مقایسه نموده و آن را شعر و رسول گرامی اسلام را شاعر معرفی می کردند؛ به همین جهت قرآن در موارد مکرر و از جمله در این سوره مبارکه بالخصوص در این آیه مورد بحث، همسوئی قرآن را با شعر نفی کرده و شاعری رسول گرامی اسلام(ص) را به شدت مورد انکار قرا می دهد. ب) قرآن کریم در این آیه، شعراء را بصورت جمع و با الف و لام(الشعراء) بکار برده است و احتمال دارد این الف و لام، استغراق باشد یعنی همه شعراء چنین هستند و استثناء بعدی هم این احتمال را تایید می کندو احتمال هم دارد که الف و لام عهد باشد و اشاره کند به اینکه آنانیکه پیامبر خدا(ص)را متهم به شعر و شاعری می کنند و منظورشان شعرائی است که با آنان حشر و نشر دارند و آنان به دلیل ماهیت کارشان که شعر و شاعری و هنر نمائی و خیالپردازی است، اکثر اتباع و پیروانشان مانند خودشان هستند و در این صورت استثناء بعد در حکم استثناء منقطع خواهد بود. ج) فن شعر از صناعات پنجگانه منطقی است و از حیث مبادی و صورت و ساختار استدلالی و همینطور از حیث هدف ، با برهان فرق دارد. مبنای اصلی شعر بر تخیلات است و هنر شعر و شاعری در این است که مهارت و استادی کامل در استعارات داشته باشد و هدف از آن رسیدن به واقع نیست بلکه هدف، تحریک احساسات و تصرف در عواطف و تصویر و ارائه مسائل، به آنگونه است که شاعر ساخته است در صورتیکه وحی، القاء و کشف واقعیات، توسط حضرت حق بر قلب پیامبر(ص) است؛ شاعر واقع را آنطور که قوه مخیله او اجازه و دخالت می کند، ارائه می کند ولی ارائه و کشف حقایق آنطوریکه هست با اشراق الهی است. فاعل شعر، قوه متخیله شاعر است و فاعل وحی، خداست. د شعر، شاعر هنر نمائی می کند و از قدرت فعاله خیالش کمک گرفته و مصنوع خودش را ظاهر می سازد ولی در وحی، رسول خدا(ص) فقط حامل پیام است.
Bayatznjani.net © 1388 :: Design by : Khate Lotous :: CMS Powered by : MrSite